مضض : درد .
لمّ الشّعث : گرد هم آوردن افراد پراكنده .
نتدانى : بههم نزديك مىشويم .
ساختار ادبى
حيلة : مفعولله براى « رفعهم » است . واژگان بعدى نيز برآن عطف شده است .
اخواننا : خبر براى مبتداى محذوف كه در اصل چنين بوده است : « هم اخواننا » . همه جمله نيز مفعول « تقولوا » است .
ايمانا : تميز است .
شيفتگان قدرت
( ألم تقولوا عند رفعهم المصاحف حيلة و غيلة و مكرا و خديعة إخواننا و أهل دعوتنا استقالونا و استراحوا إلى كتاب اللّه سبحانه فالرّأي القبول منهم و التّنفيس عنهم ) كسى كه شيفته قدرت و چنگ زدن به حكومت باشد ، دست به حيله ، ترور و نيرنگ مىزند و اگر با موقعيتى برخورد كرد كه ناچار به انتخاب يكى از اين دو راه باشد كه يا خود را در راه وطن فدا كند و يا وطن را براى حفظ قدرت خويش قربانى كند ، او بىدرنگ دومى را بر نخست ترجيح خواهد داد . بيشتر رهبران جهان از اين دسته هستند و معاويه در راس آنها قرار دارد .
از اينرو وى از به كارگيرى هرگونه مكر و نيرنگ دريغ نمىداشت و پيراهن عثمان و انگشتان همسرش نائله را بر منبر گرفت و قرآنها را در صفين از روى نيرنگ و خدعه بالا برد و عسل زهرآگين به امام حسن عليه السّلام و مالك اشتر