ساختار ادبى
الباطن : خبر براى مبتداى محذوف ، و در اصل چنين بوده است : « هو الباطن » .
أسمع : فعل ماضى است و برخى از شارحان نيز آن را اسم تفضيل دانستهاند ؛ اما به دليل نداشتن دو طرف تفضيل ، درست نيست .
حملا ، إمساكا : مفعول مطلق هستند .
بعيدا ، مشيدا ، كثيرا : صفات موصوف محذوف هستند : « أملا بعيدا » « بناء مشيدا » « مالا كثيرا » .
بورا : خبر براى « أصبح » محذوف است .
شرح و تفسير
( نحمده على ما أخذ و أعطى و على ما أبلى و ابتلى ) افعال « أعطى » و « أبلى » عطف تفسيرى هستند ؛ چرا كه « ابلاء » به معنى احسان است . همچنين « اخذ » و « ابتلى » نيز عطف تفسيرى هستند ؛ زيرا ابتلا آزمايش است . سپاس بر نعمت در شكر نعمت است و سپاس بر امتحان دليلى بر خشنودى از تقدير الهى و بردبارى بر بلاى او است . ( الباطن لكلّ خفيّة و الحاضر لكلّ سريرة العالم بما تكنّ الصّدور و ما تخون العيون ) منظور از باطن ، درون عالم است . گفته مىشود درون هرچيزى علم به آن است و حاضر يعنى گواه ، و عطف برخى از اين جملهها بر برخى ديگر از جهت اضافه براى تفسير است و معناى آن باهم يا جداگانه اين است كه خداوند آشكار و نهان را مىداند .
( و أنّ محمّدا نجيبه و بعيثه ) محمد صلّى اللّه عليه و إله بهترين آفريدگان خدا و فرستادهاش به سوى آنها است . ( شهادة يوافق فيها السّرّ الإعلان و القلب اللّسان ) يعنى تناسب و