بنايى برتر و مقام او را در پيشگاه خود گرامىتر و نورش را كامل گردان و پاداش رسالت او را پذيرش گواهى و شفاعت و قبول گفتار او قرار ده ، زيرا كه داراى منطقى عادلانه و راه جداكننده حق از باطل بود . بار خدايا بين ما و پيغمبرت در نعمتهاى جاويدان و زندگانى خوش و آرزوهاى برآورده و خواستههاى به انجام رسيده ، در كمال آرامش و در نهايت اطمينان ، همراه با مواهب و هداياى با ارزش ، جمع گردان .
واژهشناسى
داحى : گستراننده .
المدحوّات : زمينهاى هموار .
المسموكات : آسمانها .
جابل : آفريدگار .
الشّرائف : جمع شريفة به معناى شريف .
نوامى البركات : افزايش بركتها .
جاشت : به جوش آمدن و سرريز شدن .
جيشات الأباطيل : قلههاى باطل .
اضطلع بالأمر : براى انجام كارى به پا خاست و بر آن توانا گشت .
مستوفزا : شتابان .
نكل : عقب نشست و هراسيد .
قدم : به پيش رفت .
أورى الزّند : آتش از آتشزنه خارج ساخت .
القبس : شعلهاى از آتش .