رفته ، درب خانه را مىبنديد و چون سوسمار در سوراخ خود مىخزيد و چون كفتار در لانه مىآرميد . سوگند به خدا ذليل است آن كس كه شما يارى دهندگان او باشيد . كسى كه با شما تيراندازى كند گويا تيرى بدون پيكان رها ساخته است . به خدا سوگند ، شما در خانهها فراوان و زير پرچمهاى ميدان نبرد اندكيد . من مىدانم كه چگونه بايد شما را اصلاح و كجىهاى شما را راست كرد ، امّا اصلاح شما را با فاسد كردن روح خويش جايز نمىدانم . خدا بر پيشانى شما داغ خوارى بگذارد و بهره شما را اندك شمارد ، شما آنگونه كه باطل را مىشناسيد از حق آگاهى نداريد و در نابودى باطل تلاش نمىكنيد آنسان كه در نابودى حق كوشش داريد .
واژهشناسى
به كار : جمع بكر به گونهاى شتر گفته مىشود .
عمدة : شترى كه سرش شكسته شده بود .
حيصت : مخلوط شد .
تهتّكت : پارهپاره شد .
أطلّ : سايه افكد .
المنسر : به بخشى از سپاه گفته مىشود .
انجحر : وارد سوراخ شد .
الضّبّة : مونّث سوسمار .
الضّبع : گونهاى از گربهسانان .
الوجار : سوراخ .
الافوق من السّهام : تيرى كه سر آن شكسته باشد .