النّصب : خستگى .
غير الدّهر : رخدادهاى روزگار .
عبر الدهر : پندهاى روزگار .
أوتر القوس : براى كمان ، زه گذاشت .
تؤسى : مداوا مىشود .
لا ينقع عطشه : تشنگىاش سيراب نمىشود .
مرحوم : كسى كه برايش آمرزش خواسته مىشود و يا به حالش ، دلسوزى مىشود .
مغبوط : كسى كه دوست دارى مانند او باشى .
زلّ : سقوط كرد و يا به سرعت گذشت .
ساختار ادبى
الحمد للّه : مبتدا و خبر است و « الحمد » دوم پس از آن مفعول دوم « و اصل » است .
علم : بدل از « علمه » است .
كتاب : بدل از « كتابه » است .
إيمانا : بدل از « ايمان » است .
يقينه : عطف بر « إخلاصه » است .
محارمه : مفعول دوم « حمت » يا منصوب به نزع خافض است .
مخافته : مفعول دوم براى « ألزمت » است .
قوسه : مفعول « موتر » است .
آكل : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هو آكل » .