الضّنك : تنگى و سختى .
الصّفيح : سنگ .
الأجنان : گورها و مفرد آن « جنن » است .
الرّفات : استخوانهاى پوسيده .
إن جيدوا : اگر آسمان باران بر ايشان فرستاد .
ساختار ادبى
أعمارا : اين واژه و واژههاى بعدىاش تمييزاند .
ركبانا : مفعول دوم براى « يدعون » است و مفعول اول آن ( واو ) ، نائب فاعل قرارگرفته است .
و متدانون : خبر براى مبتداى محذوف است .
حفاة عراة : حال هستند .
شرح و تفسير
( أ لستم في مساكن من كان قبلكم أطول أعمارا و أبقى آثارا و أبعد آمالا و أعدّ عديدا و أكثف جنودا ) دنيا و همه رخدادهايش پند و اندرز هستند و خردمند كسى است كه آنها را با چشم بيدار ببيند و از حوادث گذشتگان ، عبرت گيرد ؛ آنان كه از او نيرومندتر بوده و عمر و ثروت بيشترى داشتند . ( تعبّدوا للدّنيا أيّ تعبّد و آثروها أيّ إيثار ) هر انسانى به دنيا و زينتهايش گرايش دارد ؛ ولى بايد از حرامهايش پرهيز كند و پيامدهايش را بسنجد و لذتهاى گذرا و دردهاى ماندگارش را مقايسه كند . ( ثمّ ظعنوا عنها به غير زاد مبلّغ و لا ظهر قاطع ) بدون زاد و توشه رخت بربستند .