نسفها : آن را از ريشه بركند .
إخلاقهم : پوسيدگى و فرسودگىشان .
لا تشخصهم : آنان را آزار نمىدهد .
المقطّعات : پيراهنهاى كوتاه . اين واژه اسم جنس است و مفرد آن بهكار نمىرود .
الكلب : هيجان .
اللّجب : صوت .
قصيف : صدايش بلند شد .
الكبول : غل و زنجيرها .
الفصم : شكستن .
الرّياش : پيراهن و اثاث فاخر .
ساختار ادبى
أماد : جواب « إذا » است .
أنعم ، انتقم : بدل مفصل از مجمل هستند و « جعلهم فريقا » يا « فريقا » مبدل منه است .
حيث : ظرف مكان . محلا مجرور است ، زيرا بدل از « داره » قرار گرفته است .
حقّر : فاعل آن ضمير مستتر است كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازمىگردد .
اختيارا : مصدر در موضع حال است .
احتفارا : مفعول له است .
معذرا : حال است و كلمات منصوب بعد از آن نيز حال هستند .