غلق الرّهن فى يد المرتهن : مال گرويى پس از ناتوانى بدهكار از پرداخت بدهى خويش از آن طلبكار شد .
أصحر : آشكار و پديدار شد .
خالط : مشاركت كرد .
رجع الكلام : سخنان بريدهبريده .
التياطا : چسبيدگى و پيوستگى .
لا يسعد : يارى نمىكند .
ساختار ادبى
حيث لا إقالة : « حيث » ظرف زمان و محلا منصوب متعلق به « مأخوذين » است .
لا إقالة : « إقاله » اسم لا و خبر آن محذوف است .
كيف : مفعول مطلق و برخى نيز آن را حال دانستهاند .
غير موصوف ما نزل : « غير موصوف » خبر مقدم و « ما نزل » مبتداى موخر است .
ولوجا : تمييز است كه از حالت فاعلى به درآمده و نقش تمييز را گرفته است و در اصل چنين بوده است : « ازداد ولوج الموت » .
التياطا : مانند قبلى است .
شرح و تفسير
( و هو يرى المأخوذين على الغرّة ) ضمير « هو » به دنياپرستان بازمىگردد و معناى اين بند آن است : او ، مرگ را به چشم ديده كه چگونه مردم را ناگهانى درمىربايد و ديگر آنان به زندگى دنيا بازنمىگردند و با اين حال عبرت و