ساختار ادبى
كلّ عزيز غيره : در صورت مرفوع بودن غير ، صفت براى كل است و نيز مىتوان آن را مجرور خوانده و صفت « عزيز » در نظر گرفت و در صورت منصوب بودن نيز مىتواند از ادوات استثناء باشد ؛ چرا كه در اين صورت خود ، اعراب مستثنى را مىگيرد .
خلائق : خبر مبتداى محذوف است و در اصل چنين بوده است : « هم خلائق » .
فيقال : ممكن است برابر قاعده اصلى فعل مضارع ، مرفوع باشد و نيز ممكن است با در نظر گرفتن « أن » ناصبه ، منصوب خوانده شود .
قضاء : خبر مبتداى محذوف است .
مأمول ، مرهوب : خبر براى « هو » محذوف هستند .
شرح و تفسير
( الحمد للّه الذى لم تسبق له حال حالا ) پيش از اين در شرح خطبه نخست درباره صفات الهى سخن به ميان آمد . از اين رو در اينجا بحث را به اختصار مىگذرانيم . خداوند ، از نوع مفاهيم عقلى مجرّد و انتزاعى مانند شرف و كرامت نيست ، زيرا اين گونه مفاهيم ذاتا مستقل نيستند . همچنين خداوند از جنس ماديّات نيست ؛ زيرا چيزى در او اثر نمىگذارد و نيازمند زمان و مكان نيست . . . خداوند نيرويى دانا و توانا و صاحب اراده و ذاتا واجب الوجود است . ( لم تسبق له حال حالا ) ذات و صفات خدا قديم است و حوادث در او راه ندارد . خداوند به اين معنا اول است كه هيچ كس با او نبوده است و او مبدأ وجود همه چيز است ؛ اما به اين معنا اول نيست كه وجودش