منكرات بازداريد و خود هم مرتكب نشويد ، زيرا دستور داده شديد كه ابتدا خود محرمات را ترك و سپس مردم را بازداريد .
واژهشناسى
استصبحوا : روشنايى بگيريد و چراغ بيافروزيد .
امتاحوا : آب برگيريد .
شفا : به كناره هر چيزى گويند .
الجرف : شكافهايى كه در پى سيلابها در زمين پديد مىآيد .
هار : كسى كه بر بالاى بلندى در آستانه سقوط باشد يا سقوط كرده باشد .
الرّدى : هلاكت .
الشّجو : اندوه و حاجت .
السّهمان : سهم و نصيب .
تصوّح النّبت : گياه خشك شد .
ساختار ادبى
اللّه : منصوب بنا بر تحذير است و در اصل چنين بوده است : « حذروا اللّه » يا « اتّقوا اللّه » .
أن تشكوا : تأويل به مصدر رفته و مجرور به حرف جر مىشود .
الإبلاغ : اين واژه و واژههاى بعدى كه بر آن عطف شده ، همگى بدل مفصل از مجمل است و مبدل منه ، « ما حمّل » است .