با راههاى گشوده ، نه درهاى پر پيچوخم ، نه زمين گسترده و نه آفريدههاى پراكنده وجود داشت . خدا پديدآورنده پديدهها و وارث همگان است . او خداى آنان و روزىدهنده ايشان است . آفتاب و ماه به رضايت او مىگردند كه هر تازهاى را كهنه و هر دورى را نزديك مىگردانند . خدا ، روزى مخلوقات را تقسيم كرد و كردار و رفتارشان را برشمرد . از نفسها كه مىزنند و نگاههاى دزديده كه دارند و رازهايى كه در سينهها پنهان كردند .
جايگاه پديدهها را در شكم مادران و پشت پدران تا روز تولد و سرآمد زندگى و مرگ ، همه را مىداند .
واژهشناسى
الرّويّة : تامل در انديشه يا نگاه .
رتج و ارتج الباب : در را بست .
الرّتاج : درب بزرگ .
دجا الليل : شب تاريك شد .
ليل داج : شب سياه .
سجى البحر : دريا آرام شد . در قرآن آمده است :
وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى .
« 1 »
فجاج : جمع « فجّ » به معناى راهى كه بين دو كوه وجود دارد .
المهاد : فرش و بستر .
دائبان : پيوسته در حال حركتند . اگر اين كلمه به تنهايى به كار رود ، منظور از آن شب و روز است .
هامش
( 1 ) . « سوگند به شب چون آرام گيرد » ضحى / 93 : 2 .