نشانههاى هدايت كهنه و ويران شده بود . پرچمهاى هلاكت و گمراهى آشكار و دنيا با قيافه زشتى به مردم مىنگريست و با چهرهاى عبوس و غمآلود با اهل دنيا روبرو مىگشت . ميوه درخت دنيا در جاهليّت فتنه بود و خوراكش مردار بود . در درونش وحشت و اضطراب و بر بيرون شمشيرهاى ستم حكومت داشت .
اى بندگان خدا عبرت گيريد و همواره به ياد زندگانى پدران و برادران خود در جاهليّت باشيد كه از اين جهان رفتند و در گرو اعمال خود بوده ، برابر آن محاسبه مىگردند .
واژهشناسى
الهجعة : خواب سبك شب .
اعتزام الفتن : چيرگى بر فتنهها .
تلظّ : شعلهور شدن آتش .
الإغورار : رفتن .
درست : كهنه شد و از بين رفت .
الرّدى : سقوط و هلاكت .
الشّعار : پيراهنى كه بدن را مىپوشاند .
الدّثار : آنچه روى پيراهن مىآيد .
الدّاثر : هلاككننده .
ساختار ادبى
قد درست . . . : كل جمله حال براى « دنيا » است .
تيك : حرف اشاره مونث به معناى « تلك » است .