و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمده و دورىها و دشوارىها را بر خود نزديك و آسان ساخته است . حقايق دنيا را با چشم دل نگريسته ، همواره به ياد خدا بوده و اعمال نيكو ، فراوان انجام داده است . از چشمه گواراى حق سيراب گشته ، چشمهاى كه بهآسانى به آن رسيد و از آن نوشيده و سيراب گرديد . در راه هموار و راست قدم برداشته ، پيراهن شهوات را از تن بيرون كرده و جز يك غم ، از تمام غمها خود را مىرهاند و از صف كوردلان و مشاركت با هواپرستان خارج شد . كليد بازكننده درهاى هدايت شد و قفل درهاى گمراهى و خوارى گرديد . راه هدايت را با روشندلى ديد و از همان راه رفت و نشانههاى آن را شناخت و از امواج سركش شهوات گذشت . به استوارترين دستاويزها و محكمترين طنابها چنگ انداخت .
واژهشناسى
استشعر الحزن : اندوهگين شد .
تجلبب الخوف : ترسيد .
زهر : خالص و تابناك شد .
القرى : آنچه براى مهمان آماده مىشود .
النّهل : ابتداى نوشيدن . منظور در اينجا نوشيدن به اندازه كفايت است .
جدد : زمين سخت و هموار .
الغمار : جمع « الغمر » و به آب فراوان گفته مىشود .
العروة : هر چيزى مانند حلقه كه با دست گرفته مىشود .
ساختار ادبى
عبدا : اسم موخر « إنّ » است .