اضطراب و وحشت همه را فراگرفته ، بانگى رعدآسا و گوشخراش ، همه را لرزانده ، به سوى پيشگاه عدالت ، براى دريافت كيفر و پاداش مىكشاند .
واژهشناسى
رنق الماء : آب آلوده گشت .
مشرب : محل نوشيدن آب در رودخانه و غيره .
ردغ مشرعها : ساحل آكنده از گل و آلودگى .
يونق : بهشگفتى مىآيد .
يوبق : هلاك مىسازد .
أفل القمر : ماه غروب كرد .
سناد : هرچه كه به آن تكيه يا استناد مىشود .
نافرها : كسى كه از آن روىگردان است .
ناكرها : كسى كه آن را انكار مىكند .
قمص الفرس : اسب دو دستش را با هم بالا گرفته و سپس بر زمين كوبيد .
قنصت : شكار كرد .
أقصدت : به هدف رسيد .
أعلقت : پيوند داد .
أوهاق : جمع « وهق » به معناى طناب است .
لا تقلع : دست برندار .
الاخترام : ريشهكن كردن .
اجترم : دست به جنايت زد .
اجترح : انجام داد .