تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
گزاف مىگويند و اگر خداوندت بخواهد چنين نكنند . پس بگذار با افترائات خويش بمانند . » « 1 »

ساختار ادبى

ما سلمت : ما ، مصدريه و ظرف است . در اين‌جا به معناى مدت سلامتى و آسايش است . خاصّة : مصدر است و نقش حال را دارد . التماسا : مفعول له براى « لأسلمنّ » است .

على عليه السّلام و اعضاى شورا

شريف رضى و ابن ابى الحديد مىگويند : هنگامى كه تصميم گرفتند با عثمان بيعت كنند ، امام عليه السّلام به آنها گفت : ( لقد علمتم أنّى أحقّ النّاس بها من غيرى ) ضمير « بها » به بيعت يا خلافت بازمىگردد . خلافت وسيله‌اى براى تطبيق عدالت و تصحيح اشتباهات است . پس اگر اين هدف محقق شود ، ديگر مشكلى نيست و امام عليه السّلام از غصب حقش در خلافت آزرده نمىشود . همان گونه كه در سخن ديگرى فرمود : « اگر مردم بر گرد هم نيامده بودند و حجت با وجود ياران بر من تمام نشده بود و خداوند از عالمان نخواسته بود كه بر ستم ستم‌كار و مظلوميت ستم‌ديده سكوت نكنند ، اگر چنين نبود طناب خلافت را بر شترش مىآويختم و اول و آخر آن را يكسره مىكردم و دنيايتان
هامش
( 1 ) .وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَانعام / 6 : 112 .