تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
باشد . انجام‌دهنده همه كارها است ، بدون نياز به حركت و ابزار و وسيله بينا است ، حتّى در آن هنگام كه پديده‌اى براى ديدن وجود نداشت . يگانه و تنهاست ، زيرا كسى نبوده تا با او انس گيرد ، و يا از فقدانش وحشت كند . »

واژه‌شناسى

قرنه : از مقارنت به معناى همراه كردن و پيوند دادن . در عبارت بالا به اين معنا است كه صفاتى بيگانه و جداى از ذات خداوند را با او قرار داده و غير او را با او آميخته است . جزّأه : او را مركب از اجزايى قرار داد . وحّده : براى او مرزى پايان‌پذير قرار داد كه نمىتواند فراتر از آن را بپيمايد . عدّه : بر او احاطه يافت و او را به شمارش درآورد . المزايلة : مفارقت و جدايى ( زايل فلان فلانا : او را ترك گفت . ) اين واژه در قرآن نيز به معناى جدايى انداختن ، به كار رفته است :
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ
آلة : به معناى اندام ، مانند دست و چشم است . السّكن : به معناى همدم و بر افراد خانواده اشاره دارد .

ساختار ادبى

أوّل : اين واژه گاه به عنوان عدد ترتيبى به كار رفته كه در اين صورت ، منصرف است و گاه نيز به معناى صفت تفضيلى به معناى پيشگام به كار مىرود كه در اين صورت ، غير منصرف است .