مىسازد ! اما آن كس كه از گناه و مخالفت با دين پروا ندارد ، از فرصتها براى نيرنگبازى ، استفاده مىكند .
واژهشناسى
الجنّة : اين كلمه در صورت رفع جيم به معناى سپر و در صورت فتح آن به معناى باغچه و در صورت كسر آن به معناى گروهى از جن است .
الكيس : عقل .
الحوّل : كارشناس در تغيير امور .
القلّب : كارشناس در دگرگونى امور .
ينتهز : مبادرت مىكند .
الحريجة : پرهيز و اجتناب كردن .
ساختار ادبى
كيف المرجع : خبر مقدم و مبتداى مؤخر .
علم : فعل است و به دليل وجود استفهام پس از آن عمل نمىكند .
الغدر : مفعول براى « لاتّخذ » است .
كيسا : مفعول دوم براى « لاتخذ » است .
ما لهم : مبتدا و خبر .
دونها مانع : خبر مقدّم و مبتداى مؤخر .
رأي عين : نقش حال را براى ضمير مفعولى يا فاعلى « يدعها » ايفا مىكند و معنايش در دو صورت به ترتيب چنين مىشود : « با چشم ديده مىشود » يا « با چشم مىبيند » .