ولى از آن استفاده نمىكرد . او سياست عدل و اجراى حق و رحمت را مىشناسد و آن ، مقتضاى خوى و طبع او است . او به حق و رحمت عمل مىكرد و هرگز از آن نمىگذشت ؛ حتى اگر به بهاى جان و اهل و فاميل و مقام و منال و آبروى خود تمام مىشد .
شرح و تفسير
( كلمة حقّ يراد بها باطل ) مراد از كلمه حق ، اين گفته خوارج است كه « حكم ، تنها از آن خداوند است » هيچ اختلافى بين مسلمانان وجود ندارد كه احكام حلال و حرام و وضع شريعت اسلامى تنها از آن خداوند منّان است و در قرآن نيز به آن تصريح شده است « 1 » و همچنين آمده است : « هركس به غير حكم خداوند حكم كند از ستمگران است . » « 2 » اما اين چه باطلى است كه خوارج ، آن را به جاى حق مطرح مىكردند و انگيزهشان از آن چه بود ؟
خوارج خود منظورشان را از جمله « لا حكم إلّا للّه » بيان كردهاند . آنان به امام عليه السّلام اعتراض مىكردند كه چرا ايده حكميت را پذيرفته است . ابن عباس از آنان سؤال كرد : چه اعتراضى به امير مؤمنان داريد ؟ آنان پاسخ دادند :
پذيرش حكميّت ! آنان اصل حكميت را فراى از تعيين طرفهاى آن باطل مىشمردند . « 3 » امام عليه السّلام نيز در توضيح ايده خوارج فرموده است : ( هؤلاء يقولون لا إمرة إلا اللّه و إنّه لا بدّ للنّاس من أمير برّ أو فاجر ) از اين عبارت برمىآيد كه آنان
هامش
( 1 ) .إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِيوسف / 12 : 40 .
( 2 ) .وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَمائده / 5 : 45 .
( 3 ) . مناظره ابن عباس با خوارج در منابع متعددى با عبارات شبيه هم آمده است كه مهمترين آنها عبارتند : تذكرة الخواص ، ابن جوزى : 95 ؛ مروج الذهب : 2 / 404 ؛ تاريخ يعقوبى : 2 / 167 .