رو خواهيد شد تا آن كه پايين به بالا ، و بالا به پايين رود . آنان كه سابقهاى در اسلام داشتند ، [ با بدترين اعمال ] عقب خواهند افتاد و آنها كه سابقه شناخته شدهاى نداشتند ، پيشى خواهند گرفت . به خدا سوگند ! كلمهاى از حق را نپوشاندم ؛ هيچگاه دروغى نگفتهام ؛ از روز نخست ، به اين مقام خلافت و چنين روزى خبر داده شدم . »
واژهشناسى
الذمّة : عهد و پيمان .
رهينة : ضمانت و گرو .
زعيم : كفيل و ضامن .
صرّحت : آشكار و هويدا ساختم .
العبر : جمع « عبرة » به معناى پند و اندرز .
المثلات : مجازاتها و عقوبتها .
البلبلة : آميختگى و بر هم پيچدگى .
غربل الشيء : آن را تكه تكه كرد يا اين كه خوب را از بد جدا كرد .
ساط الشيء : آن را به هم آميخت .
الوشمة : كلمه .
ساختار ادبى
حجزته . . . : كل جمله ، خبر « إنّ » است .
يعود : به معناى « يصير » است .
أعلاكم : مفعول « يعود » است .