واژهشناسى
ملاك الأمر : قوام و اساس ؛ مانند : « القلب ملاك الجسد » كه حاكى از آن است كه جسم بدون قلب نمىشود .
أشراك : جمع « شرك » به معناى دامهاى شكار .
الحجور : جمع « حجر » به معناى دامان و آغوش انسان .
الزّلل : به معناى لغزش ، و در مورد ارتكاب گناه به كار مىرود .
الخطل : سبكمغزى و حماقت .
ساختار ادبى
فعل : مفعول مطلق براى فعل محذوف كه در اصل چنين بوده است :
« فعلوا فعل من قد شركه . . . »
شرح و تفسير
( اتخذوا الشيطان لأمرهم ملاكا و اتخذهم له أشراكا ، فباض . . . ) اين اوصاف بر كسى منطبق مىشود كه بر على عليه السّلام كينه ورزد و با او به دشمنى برخيزد و چه مجالى از دشمنى و كينهتوزى با على عليه السّلام و دشنام به او براى شياطين گشادهتر و آسانتر است ؟ ! . . . چه صفتى در على عليه السّلام سزاوار دشمنى و شماتت است ؟ ! دورى او از دنيا و بىارزشى آن مانند آب بينى بز ؟ يا عدالت او كه قلب مستضعفان و زجرديدگان را از سرور و اطمينان مالامال ساخت ؟ يا دانش او كه خلفاى راشدين را نجات بخشيد و گرنه مردم نيز با آنان هلاك شده بودند ؟
و يا شجاعت و دلاورى او كه كاخهاى شرك را فرو نشاند و پايههاى دين را استوار گرداند ؟ و يا حسب و نسب او ؟ . . .