است ؛ و آن كس كه ميوه را كال و نارس بچيند ، مانند كشاورزى است كه در زمين ديگرى بكارد . در شرايطى قرار دارم كه اگر سخن بگويم ، مىگويند : بر حكومت حريص است ، و اگر خاموش باشم ، مىگويند : از مرگ مىترسيد .
هرگز ! من و ترس از مرگ پس از آن همه جنگها و حوادث ناگوار ! سوگند به خدا ! انس و علاقه فرزند ابوطالب به مرگ در راه خدا ، از علاقه طفل به پستان مادر بيشتر است . اين كه سكوت برگزيدم ، از علوم و حوادث پنهانى آگاهى دارم كه اگر باز گويم مضطرب مىگرديد ، چون لرزيدن ريسمان در چاههاى عميق .
واژهشناسى
عرّجوا : برگرديد ؛ منحرف شويد .
أفلح : رستگار شد .
أجنّ الماء : رنگ و بوى آب تغيير كرد و مزهاش ناگوار شد .
اندمجت على كذا : چيزى را شامل شدن و فرا گرفتن .
المكنون : مستور و پنهان شده .
الأرشية : جمع « رشاء » به معناى طناب .
الطّوىّ : چاه .
البعيدة : عميق .
ساختار ادبى
كالزارع : خبر « مجتني » است .
هيهات : اسم فعل است به معناى دور باد .