مىنگريستم . تظاهر به ديندارى شما ، پردهاى ميان ما كشيد ولى من با صفاى باطن ، درون شما را مىخواندم .
واژهشناسى
تسّنم الشيء : آن را برافراخت ، اقتباس شده از « تسنم الناقة » به معناى سوار بر كوهان شتر شد .
الذّروة : بالا و اوج هر چيزى .
السرار : در اين جا به معناى تاريكى .
الوقر : كر شدن و نشنيدن .
الواعية : فرياد و بانگ . « ارتفعت الواعية » يعنى فرياد بر مرده بلند شد .
النّبأة : صداى آهسته .
الصيحة : صداى بلند .
الجنان : قلب .
أتوسّم : چشم مىدوزم و به دقت مىنگرم .
ساختار ادبى
سمع : نائب فاعل براى « وقر » است .
كيف : اسم استفهام است كه معناى تعجبى نيز دارد . در محل نصب قرار گرفته و نقش حالى دارد : « على أي حال يراعى »
بصّرنيكم : « ى » مفعول اول و « كم » مفعول دوم است كه به مخاطبان اشاره دارد .