گياه بهارى بيفتد . عثمان آنقدر اسراف كرد كه ريسمان بافته او باز شد و اعمال او مردم را برانگيخت ، و شكمبارگى او نابودش ساخت .
واژهشناسى
أسفّ الطائر : نزديك به زمين شد .
الضّغن : حقد و كينه .
الهن : اين واژه معادل چيز يا چيز بىارزش در فارسى ، و در اين جا به معناى هوى و هوس است .
نافجا : بلند كننده .
النثيل : سرگين .
المعتلف : از ريشه « علف » به معناى آخور .
يخضمون : مىخورند .
فتل : پيچاندن ؛ مانند : « فتل الحبل » به معناى پيچاندن طناب .
البطنة : پرخورى و رودل كردن .
ساختار ادبى
النظائر : عطف بيان به « هذه » است .
نافجا : حال از « ثالث القوم » است .
شرح و تفسير
( حتّى إذ مضى لسبيله جعلها في جماعة زعم أنّي أحدهم ) ضمير در « سبيله » به عمر باز مىگردد . هنگامى كه عمر توسط ابو لؤلؤ مضروب شد و دانست كه مرگش نزديك است ، على عليه السّلام ، عثمان ، طلحه ، زبير ، سعد و عبد الرحمان بن