نتوانند پرواز كرد . پس من رداى خلافت را رها كرده و دامن جمع نموده ، از آن كنارهگيرى كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براى گرفتن حق خود به پاخيزم يا در اين محيط خفقانزا و تاريكى كه به وجود آوردند ، صبر پيشه سازم كه پيران را فرسوده ، جوانان را پير ، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مىدارد .
واژهشناسى
تقمّصها : آن را چون پيراهن پوشيد .
قطب : محور و مركز .
سدل الثوب : سست و رها كردن پيراهن كه در اين جا كنايه از ترك گفتن و رويگرداندن آمده است .
الكشح : ميان كفل و پهلو را گويند .
طفقت : آغاز كردم .
اليد الجذّاء : دست بريده شده .
الطخية : تاريكى و ظلمت .
ساختار ادبى
أما : براى هشدار و تنبيه به كار رفته است .
و اللّه : حرف « و » براى قسم آمده است .
تقمّصها : ضمير مفعولى « ها » بنا بر قرينه حاليه به خلافت باز مىگردد .