ضماير « ظهره » و « فرائصه » كه به « دين » برمىگردند ؛ چه آن كه « دين » به اين دو ضمير نزديكتر است .
شرح و تفسير
ملاك درستى آن چه در نهجالبلاغه آمده و اطمينان از استناد آن به امام على عليه السّلام ، هماهنگى آن با واقعيت خارجى و كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است . پس هر خطبه يا سخنى كه در نهجالبلاغه آمده و با واقعيت و قرآن و سنت هماهنگى دارد ، از سخنان امام عليه السّلام بوده و هر آن چه كه اينگونه نيست ، دروغ و تهمت است . . . تاريخ و قرآن و سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به هر آن چه امام عليه السّلام درباره اهل بيت عليهم السّلام گفته است ، شهادت مىدهند .
( هم موضع سرّه ) همانگونه كه در بخش ساختار ادبى گذشت ، ضمير در « سرّه » به محمد صلّى اللّه عليه و إله باز مىگردد و منظور از « سرّ » در اينجا ، دانش و معرفت است و در سخنان و خطبههاى امام عليه السّلام به معناى پيشبينىهايى درباره آينده آمده كه دهها سال پيش از وقوعشان صورت گرفتهاند . از آن جمله ، حادثه صاحب زنج « 1 » در بصره و مرگ و گرسنگى در پى آن است كه به طور دقيق مطابق با آن چه امام عليه السّلام پيشبينى كرده بود ، در قرن سوم هجرى به وقوع پيوست . « 2 » برخى از ياران امام عليه السّلام به او گفتند كه اى امير مؤمنان ! از غيب خبر دادى ؟ و امام عليه السّلام خنديد و خطاب به گوينده كه مردى از قبيله بنى كلب بود ، فرمود : « اى كلبى اين علم غيب نيست ، علمى است كه از دارنده علم آموخته
هامش
( 1 ) . شريف رضى خطبه 128 را اشاره به واقعه زنج مىخواند .
( 2 ) . براى اطلاع بيشتر از حوادث شورش زنج نك : العالم الاسلامى فى عصر العباسى الثانى ، احمد ابراهيم : 315 ؛ مروج الذهب ، مسعودى : 4 / 208 .