ايستاده ، از پايشان در مىآورد ، و آنان دچار موج فتنه ، سرگردان بودند ، و درمانده و نادان ، و فريفته مكر شيطان . در خانه امن كردگار با ساكنانى تبهكار و بدكردار ، خوابشان ، شب بيدارى و سرمه ديدهشان ، اشك جارى و در سرزمينى كه دانشمند آن ، دم از سخن بسته ، و جاهل به عزّت در صدر نشسته .
واژهشناسى
فتن : جمعه « فتنه » و در مورد گمراهى و ضلالت به كار مىرود و به شيطان نيز « فتّان » و « مفتّن » گفته مىشود . به اين ترتيب ، معناى جمله آغازين اين بند چنين خواهد بود : مردم در آغاز بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در گمراهى و نادانى به سر مىبردند .
انجذم : قطع شد .
السّواري اليقين : جمع « سارية » به معناى ستون و پايه و « يقين » در اين جا به معناى حقيقت است .
النّجر : اصل و حقيقت هر چيزى .
ضاق المخرج : راه خروج از بلاها و گرفتاريها بر ايشان تنگ شد .
عمي المصدر : منشأ و آغازگاه بلاها را گم كردند كه همانا هواى نفس و شهوات آنان بوده است .
خامل : آن كه سخنى از او گفته نمىشود و كسى به او توجه نشان نمىدهد .
تنكرت : تغيير كرد .
معالم : نشانهها و آثار .