كسر حرف اول ، ضبط ديگرى در لغت حج است و گفته شده كه حج به فتح حرف اول ، اسم و به كسر آن ، مصدر است . » « 1 »
البيت الحرام : صفت حرام را براى خانه خدا به كار برده است ؛ چه آن كه حفظ قداست آن ، لازم و هتك حرمت آن ، حرام است و هر كه به آن پناه برد ، امان يافته است ؛ حتى شكار پرندگان در آن ، چه براى محرم و چه براى غير محرم ، حرام است .
ورود الأنعام : ورود مانند چهارپايان كه به سوى آب حمله مىكنند .
يألهون : از ريشه « و له » كه در لغت به معناى حزن و شيفتگى است و در اين جا به معناى اشتياق و آرزومندى است .
يتبادرون : با سرعت و شتابزده رفتن .
العائذين : جمع واژه « عائذ » به معناى پناهجوينده و امانخواه .
الوفادة : زيارت .
ساختار ادبى
الذي جعله : جمله وصفى براى « بيته » است .
من استطاع : بدل جزء از « ناس » است .
من كفر : مبتدا .
فإن اللّه غنيّ عن العلمين : خبر براى « من كفر » است .
هامش
( 1 ) . نك : لسان العرب : 2 / 277 ؛ مختار الصحاح : 1 / 52 ؛ تاج العروس : 2 / 17 ؛ شرح شافيه ، ابن حاجب : 4 / 217 .