آن را مىجويى ، و ديگر آن كه او تو را مىجويد . » « 1 » سخنان او ، باورهايى حكيمانه است ؛ چه آن كه به كاهلى و انتظار روزى و گشايش فرا نخوانده و مىگويد كه ميزان روزى انسان بسته به تلاش او است . اما شايسته نيست كه انسان تمام اهتمام خود را به دنيا مشغول سازد و از عمل صالح غافل بماند .
به اين سخن امام عليه السّلام در سطرهاى بالا اشاره شد كه : « هر فردى از مصيبتى كه به وى وارد شده شكايت دارد ، در واقع به خداى خويش شكوه دارد . » اكنون شايسته است كه سخن ديگرى به آن ضميمه شود : « هيچ سپاسگزارى ، سزاوار نيست كه جز خدا را سپاس گذارد ، و هيچ ملامتگرى جز خود را ملامت نكند . » « 2 » جمله اول انسان را از ناشكيبايى و بىقرارى در برابر سختىهاى روزگار نهى مىكند ؛ چه آن كه روزگار طبق قضا و قدر الهى در جريان است و شكايت از آن ، اعتراض به خداوند است . جمله دوم به اين باور فرا مىخواند كه خير از خداوند و شر و تباهى از انسانها نشأت مىگيرد .
در حقيقت همانگونه كه در قرآن آمده است : « و او را به راه خير و شر هدايت كرديم . » « 3 » خداوند به انسان نيروى عقل عطا كرد تا ميان دو راه پيش روى خود ، يكى را انتخاب كند . پس اگر شر را انتخاب كرد ، هيچكس جز خود انسان شايسته ملامت نيست و اگر خير را انتخاب كرد ، تنها خداوند سزاوار سپاسگذارى است ؛ چه آن كه انسان با هدايت او به اين راه آگاه گشت .
هامش
( 1 ) . « أنّ الرّزق رزقان رزق تطلبه و رزق يطلبك » نهجالبلاغه : نامه 31 و قصار 378 .
( 2 ) . « و لا يحمد حامد إلّا ربّه ، و لا يلم لائم إلّا نفسه » نهجالبلاغه : نامه 16 .
( 3 ) . بلد / 90 : 10 .