تسبيح و حمد تو را به جا مىآوريم و تو را تقديس مىكنيم . پروردگار گفت :
من حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد . » « 1 » گويا آنان به خداوند مىگفتند كه چرا آدم و فرزندان نافرمان و تبهكار او را برمىگزينى ؟ ما را جانشينان خود بر زمين قرار بده تا طاعت و عبادت ما را بنگرى . سپس خداوند به آنان گفت :
« من حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد . » « 2 » و در اين هنگام فرشتگان فروتنى كردند . « فرشتگان گفتند : منزهى تو ! ما چيزى جز آن چه به ما تعليم دادهاى ، نمىدانيم ؛ تو دانا و حكيم هستى . » « 3 »
( فسجدوا الّا إبليس اعترته الحميّة ، و غلبت عليه الشّقوة ) به هيچ وجه اشتباهى از آدم در حق شيطان صادر نشد ؛ بلكه هنوز آدم پديد نيامده بود كه شيطان كينه و دشمنى او را به دل گرفت و عليه او در سر توطئه مىپروراند ، تنها به اين دليل كه مىدانست و يقين داشت كه خداوند آدم را بر او برترى خواهد داد و اين موضوع را از سخن خداوند فهميده بود : « هنگامى كه آن را نظام بخشيدم و از روح خود در آن دميدم ، براى او به سجده افتيد . » « 4 »
( و تعزّز بخلقة النار و استوهن خلق الصلصال ) اين بند از سخن امام عليه السّلام به سخن شيطان در قرآن اشاره دارد : « من از او ( - آدم ) بهترم ؛ مرا از آتش آفريدى و او را از گل ! » « 5 » انسان از گذشته به اين حقيقت دست يافته بود كه
هامش
( 1 ) .قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَبقره / 2 : 30 .
( 2 ) .إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَبقره / 2 : 30 .
( 3 ) .قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُبقره / 2 : 32 .
( 4 ) .فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَص / 38 : 72 .
( 5 ) .أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍاعراف / 7 : 12 .