شگفتترين عجايب را پديد آورده است و ساختههايش در آينده نزديك يا دور ، خارج از تصور و غير قابل پيشبينى است . سر سخن قرآن نيز در همين موضوع نهته است : « و در خود شما شگفتيهايى است ( كه حاكى از يگانگى خدا است ) پس چرا نمىبينيد و در نمىيابيد ! » « 1 » خداوند در اين آيه نهيب مىزند كه چرا در نمىيابيد كه اين انسان عجيب ، خالقى كاملتر و بزرگتر دارد ؟ !
فيلسوف انگليسى « جان لاك » « 2 » مىگويد : درست است كه خداوند سبحان ، كلماتى را در ذهن بشر ننگاشت كه با خواندن آنها به وجودش پى ببريم ؛ لكن احساس و ادراكى را در نهاد ما قرار داد كه با وجود آن و تا هنگامى كه از ذات خود دور نگشتهايم ، به هيچ برهان و دليل واضحترى بر وجودش نياز نداريم . بنابراين نمىتوانيم از نادانى خويش بناليم و در حقيقت براى پى بردن به وجود خدا به دانش و معرفتى فراتر از آن چه در وجودمان است ، نيازى نداريم و نفس بشر خود دليلى كافى و وافى بر خداوند متعال است .
( معجونا بطينة الألوان المختلفة ، و الأشباه المؤتلفة ، و الأضداد المتعادية ، و الأخلاط المتباينة من الحرّ و البرد و البلّة و الجمود ) امام على عليه السّلام به اين موضوع اشاره مىكند كه در طبيعت انسان ، نيروها و عناصرى وجود دارد كه برخى با هم منسجم و هماهنگ هستند ؛ مانند علم و حلم ، راستى و وفادارى ، ترس و آز ، دروغ و ريا ، و . . . و برخى ديگر با هم متضاد و متفاوت هستند ؛ مانند
هامش
( 1 ) .وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَذاريات / 50 : 21 .
( 2 ) . بنيانگذار جريان فلسفى حسگرا در اروپا كه در سال 1704 م درگذشت .