واژهشناسى
الرويّة : مشاهده ، و انديشه .
أجالها : آن را چرخاند و به حركت درآورد .
همامة : اهتمام و دلمشغولى .
اضطرب : راه يافت .
أحال : از حالى به حال ديگر دگرگون شد .
لاءم : موافق و هماهنگ بود .
غرّز غرائزها : « غرائز » جمع « غريزة » است و « غرزّها » يعنى براى آنها غرائز قرار داد .
أشباح : افراد .
قرائن : آن چه به چيزى پيوند خورده و از آن صادر مىشود .
أحناء : جوانب .
ساختار ادبى
ألزمها : مرجع ضمير مفعولى ، « غرائز » است .
عالما : حال براى ضمير مستتر در فعل « ألزمها » است .
محيطا ، عارفا : عطف به « عالما » هستند .
شرح و تفسير
( أنشأ الخلق إنشاء و ابتدأه إبتداء ) مقصود از خلق ، تمام كائنات ، و افعال « أنشأ » و « ابتدأ » به معناى ايجاد كردن بدون الگو و نمونه قبلى است .
دانشمندان علوم طبيعى با تجربه ثابت كردهاند كه هستى ، حادث بوده كه در صفحات آينده به بيان نظر آنها پرداخته خواهد شد . خداوند هستى را از هيچ