اين نشست ، درباره سازمانهاى يكديگر نيز اطلاع چندانى نداشتند . با وجود اين ، شباهتهاى آنها شگفتانگيز است . نبود امنيت شغلى و زيادهخواهى مديران موضوعاتى بودند كه همچون ضربات طبل در جريان گفتگوى ما تكرار مىشدند . به نظر مىرسيد اين مردان و ديگر افراد گروه دقيقاً آتش جنگ تمامعيارى را كه جامعه عليه شوهران و پدران برافروخته است ، لمس كردهاند . آنها در احساس ديگرى نيز مشترك بودند و آن اينكه تنها پناهگاه در اين زمانه فريبكار و غدار ، ايمان آنها است . آنها از اصول سياسى و دموكراسى ما دست شستهاند .
ورزشگاه شى ، « 1 » 1996
بيل مك كارتنى « 2 » ، با صداى گرفته جمعيت حاضر در ورزشگاه شى را مورد خطاب قرار مىدهد . 35000 مخاطب مشتاق مرد به سخنان او گوش مىدهند . شور و شوقى آرام ورزشگاه را پركرده است . آنان آشكارا مىگريند ، دست در دست هم مىنهند و يكديگر را در آغوش مىكشند . آنها با اشكهايى كه بر گونههايشان مىلغزد ، بدون احساس خجالت فرياد مىكشند : « مسيح ، مسيح ، ما تو را دوست داريم . »
محور اين رويداد « فروريختن ديوارها » ميان مردان و زنان ، ميان سياهان و سفيدپوستان بود . اسقف واشنگتن بون « 3 » موضوع « آنچه لازم است براى
هامش
( 1 )- Shea Stadium( 2 )- Bill Mecartneyنام رهبر سازمان وفاداران به پيمان
( 3 )- Washington Boone