او توانست به من ثابت كند كه معيارهاى خداوند بايد محور زندگى من باشد ، نه معيارهاى پيشپاافتاده دنيايى . حس همبستگى قوى در اين سازمان خيلى جالب بود و به من كمك كرد تا بدانم در دورانى خيانتآميز چگونه بايد مردى سياهپوست باشم . همبستگى و هميارى در اين سازمان بسيار عميق است . راهپيمايى يك ميليون مرد را در نظر بگيريد . با هيچ چيز ديگر قابل مقايسه نبود ؛ يكى از شادترين روزهاى زندگى من بود . تأثير ديدارى آن باور نكردنى بود . اصولًا چشم به ديدن آن عادت ندارد . صفوف طولانى مردان كه تا دور دستها امتداد داشت ، نمىتوانستم اين واقعيت را باور كنم ، بهويژه هنگامى كه داخل جمعيت شدم و متوجه شدم كه اين مردان چگونه با يكديگر برخورد مىكنند . آنها با اينكه حتى يكديگر را نمىشناختند ، به هم لبخند مىزدند و يكديگر را در آغوش مىگرفتند . اين امر موجب شد به چيزى كه ما به آن عادت داريم فكر كنم ؛ يعنى به نفرت و خشونت وحشيانه ميان ما مردان سياهپوست .
آنچه من به طور عمده در اين تجمع ديدم اين بود كه مردان سياهپوست مىكوشيدند ، معيارهاى متفاوتى را براى خود داشته باشند ؛ معيارهايى والاتر . مردان سياهپوستى كه بهتازگى مايل شده بودند خود را در برابر خداوند ، و همسر و فرزندان پاسخگو بدانند . اين معنى « امت اسلام » در نظر من است .
كورنل وست : اين تظاهرات ، باشكوه بود . هيچ گاه فراموش نمىكنم كه در جايگاه ايستاده بودم و به اين رودخانه خروشان و سياه ( سياهپوستان ) مىنگريستم . زخمهايى كه اين مردان در روح خود تحمل مىكردند ، در چهرههايشان نمايان بود . مردانى كه صورتهاى خود را بالا گرفته بودند و در
جنگ عليه والدين ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: سيلويا آن هيولت
ص٢٢٠