2 - ضحاك بن قيس فهرى : « 1 »
معاويه ضحاك را احضار كرد و گفت : عازم سفر گرديده و با لشكرى حدود 3 تا 4 هزار نفر عازم سرزمين كوفه شو و تا ميتوانى از كوفه بالاتر برو .
هركه را از دوستان على ( ع ) ديدى ، و يا لشكر مسلح مشاهده كردى با آنها بجنگ پرداز 24 ساعت در يك شهر نمان ، هرگاه خبر پيدا كردى كه لشكرى در نزديكى تو موضع گرفته از آن سرزمين كوچ كن ، كه مجبور بجنگ نگردى » ( ابن ابى الحديد ج 1 صفحه 154 طبع قديم )
ضحاك دستور معاويه را انجام داد و در قتل و خونريزى و غارتگرى كوتاهى نكرد هركس را بر سر راه خود ميديد ميكشت حمله بقافله مكه نموده و اموال آنانرا گرفته و عدهاى را كشت . در ميان كشتگان عمرو بن عميس بن مسعود بندهء شايسته خدا فرزند برادر عبد اللّه بن مسعود صحابه رسول خدا ( ص ) به چشم مىخورد !
موقعى كه على ( ع ) از اين داستان مطلع شد بمنبر صعود فرموده ، و خطاب باهل كوفه فرمود : براى مبارزه با دشمن خود قيام كنيد و اگر مايليد آنان را از حريم خود دور سازيد پاسخ كافى به حضرت داده نشد .
حضرت حجر بن عدى كندى را احضار فرموده و رئيس چهار هزار لشكر نموده و او را بتعقيب ضحاك فرستاد . لشكر حجر ضحاك را در ناحيه « تدمر » بچنگ آورده بجنگ پرداختند و 19 نفر از اصحاب ضحاك كشته شد و 2 نفر از اصحاب حجر شربت شهادت نوشيدند . شب فرا رسيد و ضحاك از تاريكى شب استفاده نموده بسوى شام گريخت .
فرستادگان معاويه دوستان على ( ع ) را مورد حمله قرار داده و دست بتخريب و قتل و غارت و سوزاندن و ايجاد رعب و وحشت آنان ميزدند ولى هرگاه بلشكر معارضى برخورد مىكردند : فرار مىنمودند .
3 - نعمان بن بشير : « 2 »
نعمان و پدر او بشير فرزند سعد انصارى از انصاريهائى بودند كه در اولين مراحل داستان سقيفه با ابى بكر بيعت كردند . و پس از آن انصار شروع ببيعت
هامش
( 1 )zahhak ibn Qeice fahri( 2 )Noaman ibn Bashir