اماميه على ( ع ) را از روى دين و عقيده دوست ميدارند و معتقد هستند كه على ( ع ) سزاوارتر از همه بولايت بوده است : زيرا على ( ع ) خلافت را براى استفاده و رياست نمىخواست ، براى ساير اغراض دنيوى نمىخواست : زيرا قدرت روحى على ( ع ) بالاتر از ميل رياست و فتنه سلطنت بود چون دنيا در نظر على ( ع ) شبيه بخاكسترى بود كه در موقع طوفانى شدن هوا بادها آن را اين طرف و آنطرف ببرد .
ابن عباس مىگويد : دنيا در نظر على ( ع ) كمتر از بند كفشش ارزش داشت ، در صورتى كه كفش على از ليف خرما بود و به اندازه چند يك درهم ارزش نداشت !
ابن عباس مىگويد : هنگاميكه على ( ع ) بسلطنت ظاهرى رسيده بود وارد بر وى شدم ديدم مشغول اصلاح كفش خود شده است عرضه داشتم يا على ! چه ميكنيد ؟
اين كار را ترك كنيد !
حضرت با من سخن نگفت تا آنكه اصلاح كفش تمام شد ، روى هم گذاشته و فرمود : اين جفت كفش مرا قيمت كن ! گفتم قيمتى ندارد . حضرت فرمود : در عين بىقيمتى قيمت كن ! عرضه داشتم چند يك درهم ارزش دارد ! حضرت فرمود :
« و اللّه لهى احب الى من امركم هذا الا ان اقيم حقا او ادفع باطلا » :
به خدا سوگند اين كفشها در نظر من بهتر است از حكومت بر شما مگر اينكه از حقى دفاع كنم ؛ و يا باطلى را بواسطه حكومت خود بر طرف سازم .
آيا كسى كه حكومت و دنيا در نظر او باندازهء ارزش بند كفشى نيست ، چه اندازه سزاوار و لايق بخلافت است .
بلكه بسيار شايسته است كه همه دنيا كفش پاى او باشد و نسبت به آن حكومت كند .
گفتار على ( ع ) فقط لفظ و نظريه نبود ، بلكه اين افكار در اعماق قلب بزرگش حركت داشت و با آن دست بگريبان بود و زنده نگاه مىداشت . على ( ع ) در همه مشكلات و ناراحتيها اين عقيده را حفظ كرد .
نتيجه : على ( ع ) مردى نيست كه منحصر به مسلمانان باشد . على ( ع ) مرد شرق و غرب نيست . على ( ع ) مرد دنيا و نمونه انسانيت كامل است .
اگر ما بمناسبت روز على ( ع ) جشن گرفتهايم ، ما براى فضيلت بشريت و نمونه عالى جهان جشن گرفتهايم ما براى عظمت دين و علم جشن گرفتهايم ما براى عظمت اخلاص و فداكارى جشن گرفتهايم . ما براى عظمت جنگآورى و شجاعت جشن گرفتهايم ما جشن تكميل دين و اتمام نعمت را گرفتهايم ما جشن انتشار اسلام در شرق و غرب را برگذار ميكنيم .
پايان
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٢٥٩