دادند ولى آنها را تغيير داده . "
اين مستشرقى كه ميگويد : پيغمبر خيانت بيهوده ومسيحيان نموده و قرآن را از نصارى گرفته و سوره كهف وداستان اسكندر و امثال آن را از مسيحيان بدست آورده است گفتار اين مستشرق دليل قطعى حفناوى است ولى مصادر اسلامى و كتابهاى تاريخى مسلمانان رمان ووهم است ، وهيچكدام تاريخ صحيح نيست !
مستشرق مذكور كه هميشه مورد اعتماد حفناوى است در صفحه 37 مينويسد : " محمد در سالهاى اول بعثت خود بخدايان سه گانه كعبه اعتقاد داشته است " مقصود بروكلمان اين است كه محمد ( ص ) معتقد بلات وعزى ومنات بوده و قرآن را از نصارى استفاده نموده است .
با اين بيان براى ما مسلمانان چه باقى مانده است ؟
با اين همه مطالب افتراء وتهمت " شخص بروكلمان و گفتار او مورد اعتماد حفناوى است ، ولى غير او مورد اعتماد وى نيستند .
علت اين مطلب اين است كه استعمار چنين خواسته است ، و كسى نيست از افكار حفناوى واراده هاى او جلوگيرى كند !
3 - ترويج كفر وجنايت و . . . استعمار بحفناوى دستور داده است كه از كفر وجنايت وظلم واخلال ترويج نموده و آن را ستايش كند ، ولى اين ترويج بايد به لباس ستايش بنى اميه باشد بايد به لباس كسانى باشد كه مجسمه كفر و فساد وكينه وحسد وعداوت وخوشگذرانى ودروغ ورياء وافتراء و . . . بوده اند .
بايد ترويج كفر به لباس كسانى باشد كه جنايتكارى و پس از جنايتكار ديگر و بى اصل ونسبى پس از بى اصل ونسب ديگر وزناكارى پس از زناكار ديگر بودند .
براى روشن شدن مطلب بكتاب : النزاع والتخاصم فيما بين امية وبنى هاشم " از مقريزى مراجعه فرمائيد . مقريزى در ص 22 مينويسد : " اميه كه سرسلسله بنى اميه بود همسر خود را هنگام حيات خود بپسرش ابى عمرو ترويج كرد . و پسر با مادر خود همبستر ميشد واميه ميديد ! "
براى روشن شدن مطلب بكتاب " ابوالشهداء " عقايد و جزء 4 كتاب " الامام على ( ع ) صوت العدالة الإنسانية " از جرج جورداق وكتاب النصائح الشافيه به آنچه در اين كتاب درباره شيعه ومعاويه نوشتيم وبكتاب ديگر ما " المجالس الحسينيه " وبكتاب " صلح الحسن واستشهاد الحسين ( ع ) " وبكتاب " الصراع بين
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٢٤٣