است ، و بوسيله ايجاد نفرت و نقشههاى شوم خود ملتها را با يكديگر بد مىكنند !
مستشرقين اين هدف بزرگرا از روى اخلاص انجام داده و صدها كتاب قطور منتشر كرده و از قرآن بحث نمودهاند . اين مستشرقين آيات قرآن را به قصد تحقيق علمى و بحث آزاد تفسير نمودهاند !
اين مستشرقين درباره همهء مطالب قرآن نظر داده ؛ و بحث را تا تفسير « فواتح سور » ( الفاظ رمزى اول سورهها ) ادامه داده و معتقدند كه الفاظى كه در اول سورهها است جزء آن الفاظى است كه در قرآن وارد كردهاند و اين كار را براى اشاره به اسمهاى بعضى از صحابه كه قرآن پهلوى آنها بوده است انجام دادهاند مثلا « م » از كلمه « الم » اشاره بمغيرة بن شعبه و « س » از كلمه « طسم » اشاره بسعد بن وقاص و « ها » در « كهيعص » اشاره بابى هريره و « ن » از سوره « ن » اشاره بعثمان است ( و اين عده حافظ قرآن بودهاند ) .
مستشرقين مىگويند : « محمد مردم را مجبور ميكرد كه مسلمان شوند و براى مطلب خود از اين آيه استشهاد كردهاند كه خدا بپيغمبرش ميگويد :
« أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ »
( يونس آيه 100 ) « 1 »
چرا شما مردم را مجبور بمؤمن شدن مينمائى ؟ !
ميگويند : پيغمبر ( ص ) زن غلام خود زيد را به زور گرفت !
ميگويند : پيغمبر خدا ( ص ) گمراه بوده : چون خدا در قرآن ميگويد :
« وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى »
:
خدا شما را در حال گمراهى يافت و راهنمائيت كرد . مستشرقين ضلالت آيه را بگمراهى ترجمه نمودهاند در صورتى كه مقصود تحير است .
خلاصه مستشرقين اين گونه مطالب خرافى را نسبت باسلام داده و مطالب را معيوب نموده و در كتابهاى خود نوشته و منتشر ميسازند .
( درد اينجاست ، كه آنان كه منتظر هستند ، موضوعات مارك خارج بخورد تا بپذيرند ، منتظر هستند كه حقائق تابناك اسلام را از زبان ديگران بشنوند ، و چون اسلامشناسان و مستشرقين اغراض خود را فراموش نكردهاند ، اسلام را معكوس منتشر نموده و عدهاى را گمراه مىنمايند ! )
چهقدر مسخره و خندهآور و مخالف دين و لغت است كه دشمنان اسلام و
هامش
( 1 ) مقاله مفصلى در اينباره در العرفان شماره كانون اول سال 1959 نوشتهام . مولف