براى نوشتن كتاب حاضر بدست آوردم .
مجله آخر ساعة
تابعى در مجله آخر ساعة شماره 15 آذر 1961 گفتار « بنت الشاطىء » را كه در الاهرام منتشر كرده رد مىكند :
بنت الشاطىء نوشته است : « سوره هل اتى و آيه
يُطْعِمُونَ الطَّعامَ . . .
بنقل تفسير زمخشرى و تفسير نيشابورى درباره على و فاطمه ( ع ) نازلشده است . »
تابعى دربارهء اين كلام بنت الشاطىء مينويسد : اين سخن صحيح نيست و تفسير زمخشرى و نيشابورى از اوهام و حرفهاى باطل و خرافات جمعآورى شده است ! . . . »
تفسير سوره هل اتى بعلى ( ع ) و اهلبيت آن حضرت منحصر بزمخشرى و نيشابورى نيست بلكه عدهاى ديگر از اهل سنت نيز تفسير كردهاند ، كه در ميان آنان البيضاوى ، البغوى ، الثعلبى ، ابو السعادات ، ديده شده و سيوطى در « الدر المنثور » نوشتهاند كه دربارهء حضرت امير و فاطمه - ع - نازل شده است و رازى نوشته است كه واحدى كه از اشاعره است در كتاب البسيط نوشته است كه در بارهء على ( ع ) نازل شده است با اين همه گفتار مفسرين باز بايد بگوئيم دروغ گفتهاند و آيه در شأن آنكس كه در جنگها همكار رسول خدا ( ص ) بود و با مشركين و فاسقين براى رضاى خدا مجاهده كرد ، يعنى در شأن على نازل نشد و همه دروغ ميگويند ولى اگر بمعاويه و مادر او هند و پدرش ابى سفيان كه با خدا و رسولش در « بدر » و « احد » و « احزاب » جنگيد تفسير شده بود تفسير صحيى بود .
كتاب اثر التشيع فى الادب العربى
در مصر شخصى است بنام سعيد گيلانى در عصر فضا زندگى مىكند ولى كتابى بنام « اثر التشيع فى الادب العربى » نوشته است در اين كتاب مينويسد : « شيعيان از زبان يزيد شعر زير را جعل كردهاند :
بنى هاشم با سلطنت بازى كردند و الا ، نه خبرى آمد و نه وحى در كار بود . « 1 »
من از اولاد خندف نيستم ، اگر از اولاد رسول خدا ( ص ) انتقام كارشان را نكشم . « 2 »
آرى اين دو شعر دروغ است ، و شيعيان وضع كردهاند و همچنين كشتن حسين
هامش
( 1 )لعبت هاشم بالملك فلا * خبر جاء و لا وحى نزل( 2 )لست من خندف ان لم انتقم * من بنى احمد ما كان فعل