بد نيست كه اين داستان جالب را از محيط مغنيه و سطح افكار مردم متذكر شويم ، و وظيفهء حوزههاى علميه را در دنياى كنونى منعكس سازيم .
روزى محمد جواد نشسته بود و به ياد ايام تحصيلات خود بروزنامههاى كثيف شده قديمى كه در جلويش بود نگاه ميكرد . يكى از اطرافيانش وقتى اين عمل را از محمد جواد ديد برفيقش گفت : چرا شيخ اينهمه روزنامه ميخواند
رفيقش در حالى كه استاد ميشنيد چنين گفت : براى اينكه ميخواهد منبر رفتن را بلد شود !
ناراحتى مغنيه تنها كوتاهى افكار نبود ، بلكه همانند اغلب روحانيون شيعه خرجش از ناحيه ملت اداره ميشد ، لذا استاد در مضيقه مالى بود و كسى به او اعتنائى نميكرد . اين ناراحتى بقدرى زياد شد كه مردم تصميم گرفتند مقدارى پول همانند فقيران براى وى جمعآورى نمايند .
نويسنده از اين عمل ناراحتكننده عصبانى شد و تصميم گرفت محل سكونت خود را تغيير دهد . لذا محل سكونت را بعزم بيروت ترك گفت .
5 - قاضى دادگسترى :
استاد پس از اينكه ببيروت آمد وضع مالى و روحى وى بهتر شد و در سال 1948 منصب قضاوت دادگسترى شيعيان را قبول كرد و در سال 49 مستشار عالى گرديد و در سال 51 سرپرستى همين دادگسترى را قبول كرد . « 1 »
دادگسترى شيعيان بيروت چند استفاده از وجود استاد برد :
1 - قبلا قاضى دادگسترى شيعه بر خلاف قضاة اهل سنت بدون امتحان پذيرفته ميشد ولى در اثر كوشش مغنيه قانونى جعل شد كه بايد قاضى امتحان بدهد ، و از فارغ التحصيلان حوزه علميه نجف باشد . اين عمل را از آنجهت انجام داد كه دندان طمع نادانها از اين منصب بزرگ كنده شود .
2 - براى شيعه حق « و تو » قرار داد :
ماده 240 قانون دادگستريهاى لبنان تصريح دارد ، كه نقل و انتقال و تعيين و ارتقاء رتبه وقتى صحيح است كه شوراى عالى دادگسترى آن را تصويب كند و بيشتر اعضاء اين شورا سنى بودند و در سرنوشت قضاة شيعه دخالت مى -
هامش
( 1 ) لبنان داراى جمعيتهاى مختلفى است از آن جمله : مسيحيت و شيعه و اهل سنت است و هركدام از اين سه فرقه براى خود دادگاه جداگانهاى دارند كه طبق قوانين خود عمل ميكنند م - ز