چون عقيدهء شيعيان اين است كه اين گونه صفات بايد در وجود رهبر يا جانشين او موجود باشد : معتقدند ، كه بايد در هر عصرى عدهاى پيروان حق موجود باشند و بعنوان فقيه و يا شاعر يا افراد ديگرى مبارزه كنند .
در عصر بنى عباس همانند عصر بنى اميه مؤمنين مخلصى بودند ، كه باطل را رها كرده و در مقابل آن استقامت ميكردند ، و از حق دفاع كرده و آن را يارى مى نمودند ، و خود را هدف ترس و خطر قرار ميدادند . در ميان مبارزين ، علماء و فقهاء و شعراء و غير آنان ديده ميشد . .
تاريخ نام بسيارى از شعراء را حفظ كرده است ، ولى عدهاى از آنان در اثر ترس از حكومتهاى استبدادى نام خود را ظاهر نكرده و يا براى گرفتن رشوه تشيع خود را آشكار نميساختند .
با اينكه عدهاى نامشان مخفى گرديده عدهاى را مورخين ضبط كردهاند يكى از اين شعراء « ابن رومى » است . ابن رومى در قصيده « جيميه » خود درباره مصيبت يحيى بن عمر بن الحسين بن زيد ميگويد :
اى بنى عباس ، از آن پستى ذاتى كه داريد جنايت كنيد و به آنچه در صندوق بيت المال است بخل نموده و جمع كنيد . « 1 »
صبر كنيد ، تا روزيكه حق باهلش برسد ، آنگاه همانند آل ابيطالب مصيبت ببينيد . « 2 »
شايد در پشت پرده غيبت يك رهبر انقلابى داشته باشند ، و پايان شب تاريك روز سفيد باشد . « 3 »
آيا شايسته است كه آنان شبها گرسنه باشند ولى اطرافيان شما شكمشان از سيرى نزديك انفجار باشد ؟ ! « 4 »
و آيا شايسته است كه شما با تكبر تمام بسوى كاخهاى خود روان باشيد و همينطور كه آهسته قدم برمىداريد كفلهاى شما ( از چاقى ) پائين و بالا برود ؟ ! « 5 »
هامش
( 1 )اجنوا بنى العباس من شنآنكم * و اوكوا على ما فى العياب و اشرجوا( 2 )نظار لكم ان يرجع الحق راجع * الى اهله يوما فشجوا كما شجوا( 3 )لعل لهم فى منطوى الغيب ثائرا * يسومكم و الصبح فى الليل مولج( 4 )افى الحق ان يمسوا خماصا و انتم * يكاد اخوكم بطنه يتبعج( 5 )تمشون مختالين فى حجراتكم * ثقال الخطى اكفالكم تتر جرج