موسى بن جعفر ( ع ) توقيف شد !
رشيد پاسبانان خود را پيش موسى بن جعفر ( ع ) فرستاد . حضرت در نزديك قبر جدش مشغول نماز بود . پاسبانان ، آنحضرت را گرفته ، زنجير به دستش زدند و از آنجا بيرونش آوردند ، و آن حضرت را ببصره فرستادند . فرماندار بصره عيسى بن جعفر بن منصور بود يك سال آنحضرت را زندانى كرد ؛ سپس بهارون نوشت :
اگر موسى بن جعفر ( ع ) را از من تحويل نگيرى او را رها ميكنم ، زيرا من زحمتها كشيدهام كه دليلى عليه او بدست آورم ، نتوانستهام . »
هارون حضرت موسى بن جعفر ( ع ) را در بغداد پيش فضل بن ربيع زندانى كرد ، و پس از آن در زندان يحيى و از آن پس در زندان سندى بن شاهك و پس از آن در اثر زهر از دست سندى نجات پيدا كرد . گاهى گفته شده كه حضرت را در فرشى پيچيدند و نوكران روى آن فرش نشستند ، تا نفس در گلويش حبس شد و از دنيا رفت .
فقط حقوق و رياست !
قبلا راجع بعلل ظلم بنى اميه گفته شد ، كه اين همه مفاسد و جنايت بخاطر كينه و پستى ذات و امثال آن است ، ولى اكنون كه باوصاف رشيد رسيدهام در فكر من مطلب ديگرى برق زد ، و آن مطلب اين است كه انسان بعد از رياست حقيقت و و اخلاقش نسبت بحقيقت و اخلاق قبل از رياستش عوض مىشود و تفاوت روشنى در حقيقت او آشكار ميگردد .
اين اخلاق و حقيقت از آنجا روشن ميگردد ، كه صاحبان رياست هر مطلبى را با حفظ منصب و قدرت خود ميسنجند و ضرر و نفع آن را نسبت بمقام و قدرت مشاهده ميكنند .
از اين رهگذر است ، كه در مقابل منصب و حقوق ، دين و علم و عقل و وجدان منكوب است .
اگر ما رياست را علت تغيير روحيه ندانيم ، اخلاق خوش ضعيفان را كه دستشان به جائى نميرسد ، و پس از آنكه بمقامى رسيدند قساوت قلب پيدا كرده و خونريز ميگردند بچه نكتهاى تفسير كنيم ؟
مقصود من از منصب ، منحصر برياستهاى دولتى نيست اين مطلب شامل حال منصبها و رياستهاى دينى نيز ميگردد ، زيرا رئيس دينى كامل مانند رئيس دولتها است . هردو ، منصب خود را حفظ مىكنند تنها تفاوتى كه هست ، اين است كه رئيس دينى منصب خود را مقدس دانسته ، و حفظ آن را جزء اركان دين ميداند ،