اشعار كميت ثابت مىكند كه هدف معينى براى خود انتخاب كرده و بدنبال آن ميشتافته است هدف خاص كميت كه در راه آن كوشش ميكرد و رنج ميبرد ، اين بود كه حكومت و سلطنت را به اولاد على ( ع ) برساند ، زيرا اين خانواده براى افراد مملكت خير و بركت آورده و از جنايات و مفاسد جلوگيرى ميكنند ، و همه را شيفتهء خود نموده باعث سعادت ميگردند .
اين دسته هستند كه رهائى از عذاب قيامت و غضب خدا بوسيله آنان ميسر است .
كميت براى ادعاء خود آياتى از قرآن و روايات و ادلهء عقلى آورده و در شعر خود ذكر ميكرد ، و رأى خود را ثابت مينمود . جاحظ ميگويد :
باب استدلال را كميت بنفع شيعيان باز كرد ، زيرا كميت ميگويد :
اگر خلافت فقط شايستهء آنچند نفر است اقوام نزديك سزاوارتر و واجبتر هستند . « 1 »
ميگويند : اگر خلافت به ارث برده ميشد ، حرفت صحيح بود ، من ميگويم :
اگر ارث نباشد طائفه « بكيل » و « ارجب » نيز بايد از خلافت سهم داشته باشند . « 2 »
كميت درباره اولاد على ( ع ) ميگويد :
اولاد على ( ع ) نزديك به كارهاى نيك ، و دور از كارهاى پست هستند ! « 3 » بنى هاشم حق مردم را در مهربانى بهتر از همه اداء ميكنند و هنگام عقل عاقلترين مردم ميباشند . « 4 » دست بخشش را باز گذاشته و ظلم و اذيت به كسى نميكنند . « 5 »
روزگاريكه ، وسائل منصرف شدن از اسلام فراهم شده اسلام را اختيار نموده و در راه حفظ آن استقامت ميكنند . « 6 » رهبر و عضو ضعيف اولاد على ( ع ) بهترين بندههاى زنده و مردهء اولاد آدم هستند . « 7 »
بنى هاشم طائفه پيغمبر اسلام ( ص ) هستند و من بپاس احترامشان بسيارى از
هامش
( 1 )فان هى لم تصلح لحى سواهم * فان ذوى القربى احق و اوجب( 2 )يقولون لو يورث و لو لا تراثه * لقد شركت فيه بكيل و ارجب( 3 )فهم الاقربون من كل خير * و هم الابعدون من كل ذام( 4 )و هم الارأفون بالناس فى الرأ * فة و الاحلمون فى الاحلام( 5 )بسيطوا ايدى النوال و كفوا * ايدى البغى عنهم و الغرام( 6 )اخذوا القصد فاستقاموا عليه * حين مالت زوامل الايام( 7 )خير حى و ميت من بنى آدم * طرا مأمومهم و الامام