مانور معنوى
در مقابل شهرت رياست و مقام و بهرهبردارى از ملتها و رنگبرنگ شدن زمامداران عدهاى دلباخته انسانيت هستند و تمام زندگى و هستى خود را وقف آزادى و سعادت و آسايش ملتها نموده و بدون اينكه روش زندگى خود را عوض كنند و بخواهند از راه تزوير و نفاق و عوامفريبى بر مردم حكومت كنند كمر همت خود را براى دفاع از حقوق ستمديدگان محكم بسته و بهر وسيلهايكه مىتوانند هدف خود ( حفظ حقوق و قوانين ) را تعقيب ميكنند .
خلاصه امثال گاندى بحمايت ملت قيام نموده و امثال محمد عربى پوست سرش برآورده مىشود ، و امثال لومومبا شربت شهادت مينوشند ، ولى هدف و مسير خود را فراموش نميكنند .
آرى گاندى با مجاهدات خود هندوستان را آزاد ساخت و امثال محمد عربى كوشيدند و شربت شهادت نوشيدند ، تا ديو استعمار را به زانو درآورده ، و فرشته آزادى را بر سر ملت خود سايهافكن نمودند .
و لومومباها كشته شدند و تخم آزادى را در كنگو غرس كردند ؛ و اين تخم آزادى با خون شورشيان ، و مجاهدين آبيارى مىشود ، تا روزگارى همچون مصر ، هندوستان ، تونس ، الجزائر و . . . آزاد گردند ، و از منافع آزادى و استقلال بهرهمند شوند ! ناگفته پيداست كه اين مجاهدات و ازخودگذشتگى ها يك مانور معنوى است كه استعمارگران را وادار بتجديد نظر در برنامههاى خود نموده و بالاخره ديو استعمار را سرنگون ميسازد .
در اين كتاب :
در اين كتاب نمونههاى تاريخى هوسبازى و خوشگذرانى و صرف دارائى مملكت در مقاصد شخصى روشن مىشود .
روشن مىشود كه بيشتر زمامداران جهان بفكر رياست و حكومتند .
روشن مىشود كه فرياد طرفدارى زمامداران از ملت و اظهار نوعدوستى جز عوامفريبى مطلب ديگرى نيست . روشن مىشود كه تظاهر بدين و داد ديندارى زمامداران فقط براى اغفال ملت بينواست و هدفى جز حكومت و آقائى ندارند .
روشن مىشود كه حكومت حرفى ، و اصلاحات بىعمل مطلبى جز زمينه سوارى بر ملت و حكومت بر آنها نيست . روشن مىشود كه نداى آزاديخواهى و عدالت و دفاع از حقوق مظلومين در هر عصرى مواجه با مشكلات بوده است .
روشن مىشود كه خونريزى و جنايت آيندهء وخيمى پشت سر دارد كه