5 -
جابر از حضرت باقر عليه السلام حديث كند كه فرمود : ابو جهل بن هشام با گروهى از قريش نزد ابو طالب رفتند و گفتند : اين برادرزادهات ما را آزار دهد و معبودهاى ما را هم بيازارد او را بخواه و دستورش بده از نكوهش معبودان ما خوددارى كند تا ما هم از نكوهش معبود او خوددارى كنيم ، فرمود :
پس ابو طالب نزد رسول خدا ( ص ) فرستاد و او را فرا خواند ، همين كه رسول خدا ( ص ) وارد شد در خانه جز مشرك كسى نديد پس فرمود :
السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى
( يعنى سلام بر هر كس پيروى از حق كند ) و نشست ، ابو طالب ، از آنچه مشركين گفته بودند آگاهش ساخت ، حضرت فرمود : آيا بجاى اين پيشنهاد كلمهاى نخواهند كه بدان وسيله بر عرب آقائى كنند و بر گردن همهء آنها سوار شوند ؟ ( كنايه از اين است كه همه را زير فرمان خويش در آورند ) ابو جهل گفت : چرا آن كلمه چيست ؟ فرمود : بگوئيد :
« لا إله الا اللَّه
» ( همين كه اين كلام را شنيدند ) انگشتهاى خود را در گوش نهاده و پا بفرار گذاردند و ميگفتند : « ما در ملت پسين اين را نشنيدهايم و اين نيست جز آوردهء تازه و نوين » پس خداى تعالى در بارهء گفتار ايشان از اول سورهء :
ص ، وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ
تا آيهء ( 8 ) ( يعنى تا آخر آيه ) :
إِلَّا اخْتِلاقٌ
نازل فرمود .
6 -
حضرت صادق عليه السلام فرمود : در جواب سلام يهودى و نصرانى ميگوئى :
« سلام » .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : يعنى بر ما يا بر مستحقش يا بر كسى كه پيروى از حق كند .
7 -
عبد الرحمن بن حجاج گويد : به حضرت كاظم عليه السلام عرضكردم : بفرمائيد كه اگر من نيازمند يك