ميفرمود :
« اللهم من على بالتوكل عليك و التفويض اليك و الرضا بقدرك و التسليم لامرك ، حتى لا احب تعجيل ما أحرت و لا تأخير ما عجلت يا رب العالمين »
.
15 -
ابن أبى يعفور گويد : شنيدم از امام صادق عليه السلام كه در حالى كه دست به آسمان برداشته بود ميگفت :
« رب لا تكنى الى نفسى طرفة عين ابدا لا اقل من ذلك و لا اكثر »
( يعنى پروردگارا مرا چشم بهمزدنى بخودم وامگذار نه كمتر از آن و نه بيشتر ) گويد : اين را گفت و اشكهايش از اطراف محاسنش مىريخت ، سپس رو به من كرد و فرمود : اى پسر أبى يعفور همانا يونس بن متى را خداوند كمتر از چشم بهمزدنى به خودش واگذارد و آن گناه را ( يعنى ترك اولى را ) انجام داد ، عرضكردم : خداوند كار شما را نيكو كند آيا آن كار او را به حد كفر رسانيد ؟ فرمود : نه ولى مردن با اين حال هلاكت است ( و لايق بشأن انبياء و پيمبران الهى نيست ) .
16 -
احمد بن محمد بن خالد در حديث مرفوعى ( كه سند را بمعصوم عليه السلام رسانده ) حديث كند كه جبرئيل خدمت پيغمبر ( ص ) آمده و به او عرضكرد : همانا پروردگارت به تو ميفرمايد : هر گاه خواستى در شب و روزى چنانچه شايد مرا پرستش كنى پس دستهايت را بسوى من بردار و بگو :
« اللهم لك الحمد حمدا خالدا مع خلودك و لك الحمد حمدا لا منتهى له دون علمك ، و لك الحمد حمدا لا امد له دون مشيئتك ، و لك الحمد حمدا الاجزاء لقائله الا رضاك ، اللهم لك الحمد كله ، و لك المن كله ، و لك الفخر