2 -
ابى مغراى خصاف در حديث مرفوعى از أمير المؤمنين عليه السلام حديث كند كه فرمود : هر كس خداى عز و جل را در نهان ياد كند ( از جمله كسانى است كه ) ذكر خدا را بسيار كرده ، زيرا منافقان را شيوه اين بود كه آشكارا ( پيش مسلمانان ) ذكر خدا ميكردند ولى در نهان ذكر خدا نميكردند ، پس خداى عز و جل فرمود : « خودنمائى كنند بمردم و ياد نكنند خدا را جز اندكى » ( سورهء نساء آيهء 142 ) .
3 -
ابن فضال در حديث مرفوعى ( كه سند آن را بمعصوم رسانده ) حديث كند كه خداى عز و جل بعيسى عليه السلام فرمود : اى عيسى مرا در خاطر خود ياد كن تا من نيز تو را به ياد آرم ، و مرا در ميان مردمان ياد كن تا من نيز تو را در ميان جمعى بهتر از جمع آدميان ( يعنى فرشتگان ) ياد كنم ، اى عيسى دلت را براى من نرم كن و در تنهائيها بسيار مرا ياد كن و بدان كه شادى من باينست كه براى من تواضع كنى ، و در اين باره زنده ( دل ) باش و مرده ( دل و افسرده ) مباش .
شرح
- مجلسى ( ره ) در اينكه « نفس » در اين حديث معناى آن چيست ؟ وجوهى نقل كند و بالاخره آن را به معناى ذات گرفته و همين معنا را تقويت نموده و معانى ديگر را چندان مناسب با اين حديث نداند . سپس گويد : و برخى گفتهاند : فرمايش خداوند : « اذكرك في نفسى » مقصود پاداش آن ذكر است ، يعنى پاداش و ثواب ذكر تو را مىدهم و پاداش ذكر ذكر ناميده شده و مقصود ذكر در مقابل نسيان نيست ، زيرا ذكر به اين معنى در خدا هست چه آنكه بنده او را ياد كند و چه نكند ، يا مقصود اين است كه تو را ياد كنم بطورى كه احدى مطلع نشود .
4 -
زراره از يكى از دو امام باقر و يا امام صادق عليهما السلام حديث كند كه فرمود : فرشته ننويسد جز آنچه را بشنود ، و خداى عز و جل فرموده است : « و ياد كن پروردگار خويش را در درون