ابر محل و مظنهء باران است . . . تا اينكه گويد : و گفته شده : اينكه تشبيه بابر فرموده اشاره باينست كه ابر محل باران است جز اينكه روى نبودن مصلحت گاهى باران نبارد ، دعا نيز اين چنين است كه گاهى روى نبودن مصلحت در دنيا مستجاب نگردد ولى در آخرت عوض آن را بدهند .
2 -
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هيچ بندهاى دست بدرگاه خداى عزيز جبار نگشايد جز اينكه خداى عز و جل شرم كند كه آن را تهى بازگرداند تا اينكه از فضل رحمت خود در آن بنهد ، پس هر گاه يكى از شماها دعا كرد دستش را برنگرداند تا آن را بسر و روى خود بكشد .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : شرم و حياء گرفتگى نفس است از كار بد بخاطر بيم نكوهش و چون بخداى تعالى نسبت داده شود مقصود از آن لازمه آن است كه ترك باشد يعنى خدا آن كار را نكند . . .
تا آنكه گويد :
و در اينجا شبهه ايست كه بايد آن را دفع كنيم و بخاطر بسيارى از مردم بيايد و آن اينست :
كه چگونه خداى سبحان وعدهء اجابت داده و خلف وعدهء او محال است و گذشته آيات و روايات بسيارى در اين باره آمده ، و دروغ از خداى تعالى و حجتهاى او عليهم السلام ممتنع است ( پس چگونه است كه بسيارى از دعاها باجابت نرسد ) ؟
و جواب از اين اعتراض را ممكن است به چند وجه گفت :
اول : اينكه وعدهء خدا مشروط بمشيت است يعنى اگر بخواهم اجابت كنم و به همين دلالت كند گفتارش كه ( در سورهء انعام آيه 41 ) فرمايد : « و بر طرف كند آنچه را بدرگاه او دعا كنيد اگر بخواهد » .
دوم : اينكه مقصود از اجابت كه خداوند و حجج او فرمودند لازمه آنست كه آن توجه و استماع دعا است يعنى فورا شنيده شود و مورد توجه قرار گيرد ولى در دادن آنچه را خواهد تأخير كند تا باز او را بخواند و آوازش بشنود چون آن را دوست دارد .
سوم : اينكه اجابت مشروط بمصلحت و خير بودن براى دعاكننده است زيرا خداى حكيم بدلخواه بندگان از آنچه خير و صلاح آنها است دست برندارد .
چهارم : لازم نيست اجابت دعا فورى باشد و ممكن است دعا مستجاب شده باشد ولى ظهور آثار آن روى پارهاى از مصالح به مدت زيادى تأخير افتد ، چنانچه در تفسير گفتار خداى تعالى :
قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما
كه خدا بموسى و هارون كه دعا كردند پروردگارا اموال ايشان را تباه سازد . . خطاب فرمود :
« كه همانا مستجاب شد دعاى شما » ( سورهء يونس آيه 89 ) حديث شده كه فرمودند : ميان اين خطاب و