و حق هفتم - آنكه سوگندش را تصديق كنى و دعوتش را بپذيرى و در بيماريش از او عيادت كنى و بر جنازهاش حاضر شوى و چون بدانى حاجتى دارد ، در انجام آن سبقت گيرى و او را مجبور نسازى كه از تو بخواهد ، بلكه خودت پيشدستى كنى ، چون چنين كردى دوستى خود را بدوستى او پيوستهئى و درستى او را بدوستى خود ( و آنگاهست كه به آيه شريفه
الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
عمل كردهئى ) .
3 -
عبد الاعلى بن اعين گويد [ برخى ] از اصحاب ما نامه نوشتند و از امام صادق عليه السّلام مطالبى پرسيدند و مرا امر كردند كه از آن حضرت در باره حق مسلمان بر برادرش بپرسم ، من پرسيدم و حضرت پاسخم نگفت چون براى وداع خدمتش رفتم ، عرضكردم : از شما پرسيدم و پاسخم نفرمودى ، فرمود :
ميترسم كفران ورزيد ( و گردن ننهيد ) همانا از سخت ترين واجبات خدا بر خلقش سه چيز است :
( 1 ) انصاف دادن مرد از خود تا آنجا كه براى برادرش از خود نپسندد ، جز آنچه را براى خود از او ميپسندد .
( 2 ) مواسات نمودن با برادر نسبت بمال .
( 3 ) ياد خدا در هر حال و آن
سبحان اللَّه و الحمد اللَّه
نيست ، بلكه آنست كه چيزى را كه خدا بر او حرام نموده رها كند .
4 -
امام صادق عليه السّلام فرمود خدا به چيزى بهتر از اداء حق مؤمن عبادت نشود .
5 -
و فرمود : حق مسلمان بر مسلمان اينست كه او سير نباشد و برادرش گرسنه و او سيراب و برادرش