اينكه هرجا حكمى يا موضوعى قطعا محقق شد سپس در ارتفاع و نابودى آن شك كرديم از استصحاب بقا استفاده مىكنم و اركان آن تمام است .
انّما الكلام در اين است كه امر حادثى ، تحقّق يافته ولى آيا اين تحقق متقدم بوده يا متأخر ؟ مشكوك است . و يا امر متيقّن الوقوع قطعا مرتفع شده ، ولى در زمان متقدم يا متأخر ؟ نمىدانيم اين بحث خود داراى دو مقام است :
1 . گاهى اين امر حادث مسلم الحدوث را با اجزاء زمان مىسنجيم مثلا مىدانيم كه فلان امر حادث شده ، ولى آيا اول صبح حادث شده يا غروب ؟ نمىدانيم ، آيا ديروز حادث شده يا امروز ؟ نمىدانيم .
2 . و گاهى اين امر حادث را با يك حادث ديگر مقايسه و ملاحظه مىكنيم مثلا يقين داريم كه پدرى مرده و يقين هم داريم كه پسر او مسلمان شده ، ولى ترديد در اين است كه آيا موت پدر زمانا متقدم بوده تا فرزند نتواند ارث ببرد و يا اسلام فرزند بر موت پدر مقدم بوده تا ارث ثابت شود ؟ !
مقام اول : بدون ترديد از استصحاب عدم استفاده مىكنيم و آثار شرعيه آن را هم مترتب مىكنيم البته در مسئله صور متعددى مطرح است :
1 . گاهى موضوع اثر شرعى عنوان عدم حدوث اين حادث است در ظرف زمانى ديروز .
2 . و گاهى موضوع اثر شرعى اين امر عدمى نيست ، بلكه يك امر وجودى موضوع اثر شرعى است مثلا عنوان تأخر موضوع اثر است ؛ يعنى متأخر بودن اين حادث از ديروز موضوع است .
3 . و گاهى نه حدوث در ظرف ديروز موضوع اثر است و نه متأخر بودن ديروز موضوع اثر است ، بلكه حدوث در امروز اثر شرعى است حال در كدام يك از اين سه قسم جاى استصحاب است ؟ قسم اول استصحاب جارى مىشود و آثار شرعيهء آنهم مترتب مىشود ؛ زيرا على الفرض دليل شرعى حكم را روى عدم حدوث در ديروز بار كرده و استصحاب اين عدم را ثابت مىكند . آنگاه حكم شرعى هم برآن مترتب مىشود .
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٢٦٤