خلاف شد و قبل از پايان وقت عذرش زائل شد آيا مىتواند به همان بدل ناقص اكتفا كند يا خير ؟ مطلب مبتنى است بر قول به اجزاء در باب اوامر ظاهريه ؟
پس اگر قائل به اجزاء شديم اعاده شديم اعاده لازم نيست و اگر قائل شديم به عدم اجزاء كما هو الحق فيجب الإعادة .
تنبيه ششم : استصحاب تعليقى
استصحاب در يك تقسيم به دو قسم منقسم مىگردد :
1 . استصحابات تنجيزى
2 . استصحابات تعليقى
استصحابات تنجيزى عبارت است از استصحابى كه در احكام شرعيهء فعليه و منجزه و مطلقه يعنى بدون قيد و شرط جارى مىشود از قبيل استصحاب وجوب جمعه در اسلام و . . .
استصحابات تعليقى عبارت است از استصحابى كه در احكام شرعيه مشروطيه و معلّقه جارى مىشود مثلا حكمى داريم بهعنوان اينكه إن جاءك زيد فاكرمه و الآن به جهتى از جهات در بقاى خود اين حكم تعليقى و يا موضوع آن شك كرديم اينجا جاى استصحاب تعليقى هست يا نه ؟
مقدمه : بهطورى كلى گاهى حكم شرعى كه از شارع صادر شده من جميع الجهات فعلى است و گاهى از بعضى جهات فعلى و منجز و از بعضى جهات معلق و مشروط ، و داراى اگر است . بخش اول را احكام تنجيزى و بخش دوم را احكام تعليقى گويند .
بحث ما در همين قسم دوم است كه پس از فراغ از قسم اول و مسلم گرفتن اين معنا كه استصحاب در احكام تنجيزى جارى مىشود اين سؤال مطرح است كه آيا در احكام تعليقى هم مىتوان از استصحاب بهرهبردارى كرد يا نه ؟
مقدمه ديگر : عناوينى كه در موضوعات احكام شرعيه اخذ شدهاند در يك تقسيم سه نوع مىشوند :
1 . گاهى اين عناوين طريقيت دارند يعنى آوردن آن صرفا به منظور ارشاد و اشاره